درباره احسان
با بیش از ۱۰ سال سابقه در کمک به متخصصان
درباره احسان
دکــتر احـــسان امــیریان
معمار و تحلیل گر DNA کسبوکار شما
سالها یک پرسش ذهنم را رها نمیکرد:
اگر انسان، کسبوکار، خانواده و حتی جامعه را بتوان از نو طراحی کرد، آن نسخه جدید چگونه خواهد بود؟
همین پرسش، آغاز مسیر شکلگیری نیوهیومن بود؛ اکوسیستمی برای بازخلق انسان، بازخلق زندگی، بازخلق کسبوکار و در نهایت، مشارکت در ساختن جهانی آگاهتر.
فعالیت من محدود به آموزش، کوچینگ یا مشاوره نیست. آنچه انجام میدهم، طراحی سیستمها، مدلها و معماریهایی است که به انسانها، خانوادهها، سازمانها و نسل آینده کمک میکند از تکرارهای ناخودآگاه عبور کنند و آگاهانه آینده خود را خلق کنند.
در این مسیر، پروژههایی مانند NewHuman، NewMom، NewDad، NewKids، NewTeens، NewFamily، NewWe، SelfMastery، BusinessMastery، SuperSchool و سایر زیرساختهای اکوسیستم نیوهیومن با همین نگاه شکل گرفتهاند؛ هر کدام پاسخی به یکی از نیازهای بنیادین انسان معاصر.
در کنار این حوزه، سالها در زمینه طراحی و توسعه سیستمها، فناوریهای نوین، هوش مصنوعی، بلاکچین، تحول دیجیتال و معماری پلتفرمهای نسل جدید فعالیت کردهام و باور دارم آینده، تنها با پیشرفت فناوری ساخته نمیشود؛ آینده را کیفیت آگاهی انسانها تعیین میکند. با این حال، باور دارم بازخلق انسان، مقصد نهایی نیست. هرچه انسان آگاهتر میشود، بیش از پیش درمییابد که حقیقت، در بزرگتر شدن “من” نیست؛ بلکه در رها شدن از “منِ” محدود و بازگشت به سرچشمه وجود است.
از نگاه من، انسان از ترس به عشق سفر میکند؛ از کنترل به اعتماد؛ از مقاومت به پذیرش؛ و از توهم جدایی، به یادآوری یگانگی با حقیقت هستی.بازخلق، تلاشی برای ساختن انسانی خودبسنده نیست؛ بلکه مسیری است برای کنار رفتن لایههایی که میان انسان و فطرت الهی او فاصله انداختهاند.
من ایمان دارم که عمیقترین آزادی، در تسلیم آگاهانه در برابر خداوند است؛ جایی که انسان دیگر نمیکوشد جهان را مطابق خواستههای خود کنترل کند، بلکه خود را با حکمت، عشق و اراده او همسو میکند. اگر نیوهیومن از بازخلق سخن میگوید، هدف نهایی آن تنها داشتن زندگی بهتر نیست؛ بلکه یادآوری حقیقتی است که همیشه در ژرفای وجود انسان حاضر بوده است.
اگر هر انسانی بتواند خود را بازخلق کند، خانوادهها تغییر میکنند.اگر خانوادهها تغییر کنند، جامعه دگرگون میشود.و اگر جامعه دگرگون شود، جهان نیز چهرهای تازه خواهد یافت.
من به این مسیر، بیش از آنکه یک حرفه باشد، به چشم یک رسالت نگاه میکنم؛ رسالتی برای همراهی انسان در سفر بازگشت به خویشتن و از آنجا، بازگشت به خدا.
و در پایان ؛ اگر روزی کسی بپرسد “هدف نهایی نیوهیومن چیست؟”، شاید عمیقترین پاسخم همین باشد:
نیوهیومن میخواهد انسان را از ترس به عشق، از عشق به حضور و از حضور به خدا برساند.
اگر انسان، کسبوکار، خانواده و حتی جامعه را بتوان از نو طراحی کرد، آن نسخه جدید چگونه خواهد بود؟
همین پرسش، آغاز مسیر شکلگیری نیوهیومن بود؛ اکوسیستمی برای بازخلق انسان، بازخلق زندگی، بازخلق کسبوکار و در نهایت، مشارکت در ساختن جهانی آگاهتر.
فعالیت من محدود به آموزش، کوچینگ یا مشاوره نیست. آنچه انجام میدهم، طراحی سیستمها، مدلها و معماریهایی است که به انسانها، خانوادهها، سازمانها و نسل آینده کمک میکند از تکرارهای ناخودآگاه عبور کنند و آگاهانه آینده خود را خلق کنند.
در این مسیر، پروژههایی مانند NewHuman، NewMom، NewDad، NewKids، NewTeens، NewFamily، NewWe، SelfMastery، BusinessMastery، SuperSchool و سایر زیرساختهای اکوسیستم نیوهیومن با همین نگاه شکل گرفتهاند؛ هر کدام پاسخی به یکی از نیازهای بنیادین انسان معاصر.
در کنار این حوزه، سالها در زمینه طراحی و توسعه سیستمها، فناوریهای نوین، هوش مصنوعی، بلاکچین، تحول دیجیتال و معماری پلتفرمهای نسل جدید فعالیت کردهام و باور دارم آینده، تنها با پیشرفت فناوری ساخته نمیشود؛ آینده را کیفیت آگاهی انسانها تعیین میکند. با این حال، باور دارم بازخلق انسان، مقصد نهایی نیست. هرچه انسان آگاهتر میشود، بیش از پیش درمییابد که حقیقت، در بزرگتر شدن “من” نیست؛ بلکه در رها شدن از “منِ” محدود و بازگشت به سرچشمه وجود است.
از نگاه من، انسان از ترس به عشق سفر میکند؛ از کنترل به اعتماد؛ از مقاومت به پذیرش؛ و از توهم جدایی، به یادآوری یگانگی با حقیقت هستی.بازخلق، تلاشی برای ساختن انسانی خودبسنده نیست؛ بلکه مسیری است برای کنار رفتن لایههایی که میان انسان و فطرت الهی او فاصله انداختهاند.
من ایمان دارم که عمیقترین آزادی، در تسلیم آگاهانه در برابر خداوند است؛ جایی که انسان دیگر نمیکوشد جهان را مطابق خواستههای خود کنترل کند، بلکه خود را با حکمت، عشق و اراده او همسو میکند. اگر نیوهیومن از بازخلق سخن میگوید، هدف نهایی آن تنها داشتن زندگی بهتر نیست؛ بلکه یادآوری حقیقتی است که همیشه در ژرفای وجود انسان حاضر بوده است.
اگر هر انسانی بتواند خود را بازخلق کند، خانوادهها تغییر میکنند.اگر خانوادهها تغییر کنند، جامعه دگرگون میشود.و اگر جامعه دگرگون شود، جهان نیز چهرهای تازه خواهد یافت.
من به این مسیر، بیش از آنکه یک حرفه باشد، به چشم یک رسالت نگاه میکنم؛ رسالتی برای همراهی انسان در سفر بازگشت به خویشتن و از آنجا، بازگشت به خدا.
و در پایان ؛ اگر روزی کسی بپرسد “هدف نهایی نیوهیومن چیست؟”، شاید عمیقترین پاسخم همین باشد:
نیوهیومن میخواهد انسان را از ترس به عشق، از عشق به حضور و از حضور به خدا برساند.